در حیرت ام انگار در نهاد برخی از آدمیان صفت عجیبی نهادینه شده است که آدم های در اوج پرواز را به هر وسیله ممکن بیندازند، سپس برای افتادگان مویه و زاری کنند!
اخیرا در فضای رسانه ایی باز به تنها همولایتی صاحب منصب مان در مرکز توجه «ویژه» مبذول داشته اند. گویی هر که در پی مطرح کردن خویش است راه آسان را در این می بیند که تیری هم به سوی این خیمه اندازد!
آنان که با چنین انگیزه ای گام در این وادی بی مقصد می گذارند چنان در نواختن سخنگوی رشتی دولت «تدبیر و امید» عجول اند که نمی کوشند دستکم دو نقد کارشناسانه در حوزه فعالیت دکتر نوبخت مطرح کنند. دیروز مطلبی دیدم که مضمونش حیرت ام را برانگیخت. نویسنده ارتقای «دکتر» را به «شانس» ناشی از رفاقت با دکترروحانی نسبت داده است. من در عجبم بواقع کسانی که مدعی رسانه ایی بودن هستند پیشینه و سابقه محمدباقرنوبخت حقیقی را نمی دانند!؟ ایشان بیش از دو دهه قبل جایگاه کنونی سخنگویی را در قوه مقننه کشور داشتند یعنی هم عضو هیات رییسه بودند و هم سخنگو؛ بدون شانس و رانت رفاقت…!
درتوانمندی شخصیت بزرگی که مناصب را پله پله از معلمی تا مدیریت مدرسه و سپس ریاست اداره بالا رفته نمی شود تردید داشت. ایشان مدت کوتاهی حضور در دستگاه قضا را تجربه کرد و خروج از آن حیطه بدلیل عدم سنخیت آن شغل و منصب با روحیات شان را برگزید و بعد مدیرکلی آموزش و پرورش استان «باختران» آن روزها را تجربه کرد. نیازی به گفتن نیست که مدیریت حوزه ای مهم و پهلو به پهلوی جبهه های نبرد، با مدیریت در شرایط امن و آرام تفاوت های ماهوی دارد. ایشان سپس به «استان» بازگشت و صرف برخورداری از روحیه مدارا و اهل تساهل بودن زیر ضرب تندروهای زمانه قرار گرفتن و شعار «مرگ بر لیبرال» بر دیوار همسایه روبه رویی منزل پدری دیدن را هم چشید، اما علیرغم آن جوسازی ها بخاطر حسن سابقه و شهرت در آموزش و پرورش و شناخت فرهنگیان از ایشان، به نمایندگی مردم زادگاهش انتخاب شد؛ باز هم بی”شانس” و پارتی و بی مدد «رفاقت» با بزرگانی که هنوز شاید نام ایشان را نشنیده بودند. دکتر نوبخت چهار دوره پیاپی رای اول حوزه انتخابیه شهرستان رشت را کسب می کند؛ صرفن بدین دلیل اینکه از ویژگی های منحصربه فردی برخوردار است. من مانده ام تا کی انسان های شاخص باید به جرم ناکرده ی توانمندی،حسن خلق،تدبیر و اهل تساهل و مدارا بودن شان، در این سرزمین مورد مواخذه قرار گیرند!؟
دکتر محمدباقرنوبخت مشق های نوشته ی بسیاری دارد و به همان نسبت هم اشتباهاتی می شود در این کارنامه پیدا کرد، زیرا فقط آنکه نمی نویسد عاری از هرگونه اشتباه است. اما حضور این گیلانی که به طور خلاصه کارنامه چهل ساله اش را باسرعت ورق زدم حتمن باید جای خود را به کسی از دیاری دیگر بدهد تا دل های آشوب زده حاسدان آرام گیرد به راستی چرا؟!
دکتر نوبخت از قضا، از جمله مدیرانی ست که برجایگاهی تکیه زده که استحقاقش را دارد و اگر باز ارتقا یابد به نظر بنده بخوبی از عهده اش برخواهد آمد.
برای خودنمایی، تیر و طعنه زدن به انسانی توانمند و ریشه دار، ره به جایی نمی برد زیرا هیچ کوچکی با اسائه به بزرگان، بزرگ نشده است.
باتوجه به سابقه رسانه ای با بسیاری از اهالی رسانه ارتباط دارم. شاهد تعصب شان نسبت به استاندار یا معاون وزیری از دیارشان هستم، چون به فراست دریافته اند در کشور توسعه نیافته ی در حال توسعه مان، اشخاص چقدر می توانند برای دیاری که در آن متولد شده، رشد کرده و بالیده اند، مثمرثمر واقع شوند.

پیش تر هم در نوشتاری عرض کرده بودم، حضور دکتر نوبخت را در منصب بالای دولت غنیمت شمرده، بکوشیم با استفاده از پتانسیل این مرد خوشرو و با اخلاق حسنه، نوبخت های دیگری از گیلان استعدادخیزمان در آسمان مدیریتی میهن بدرخشند نه اینکه کمر همت ببندیم تا همین تک ستاره را خاموش کنیم. هر چند ستاره با فوت کردن خاموش نمی شود. آنکه در گذار و گذر روزگاران به بلند مرتبه گی رسیده است با چند مقاله نه کوچک و نه حتا بزرگتر می شود. بزرگی حاصل شده از چهار دهه آموختن و آموزش دادن و با سابقه کار در سه قوه، با این روش ها کاهش نخواهد یافت.

علی انجم روز