آخرین خبرها

اصلاح‌طلبان و اعتدالیون چقدر هنر سیاست‌ورزی دارند؟

تاریخ انتشار : چهارشنبه،۱۷آبان۱۳۹۶
نخست  ← سرخط خبر ← گفت و گو  ←  اصلاح‌طلبان و اعتدالیون چقدر هنر سیاست‌ورزی دارند؟

احسان بداغی در ایران نوشت:کار اصلی سیاسیون اصلاح‌طلب و اعتدالی تازه شروع شده است. از اینجای بازی به بعد است که آنها باید عیار درایت، تدبیر و هنر سیاست‌ورزی خود را نشان دهند. البته آنچه  این روزها از موضعگیری‌های آنها به نظر می‌رسد، حکایت از بر بی‌هنری این دو جریان دارد. حالا دیگر حرف زدن […]

احسان بداغی در ایران نوشت:کار اصلی سیاسیون اصلاح‌طلب و اعتدالی تازه شروع شده است. از اینجای بازی به بعد است که آنها باید عیار درایت، تدبیر و هنر سیاست‌ورزی خود را نشان دهند. البته آنچه  این روزها از موضعگیری‌های آنها به نظر می‌رسد، حکایت از بر بی‌هنری این دو جریان دارد. حالا دیگر حرف زدن از به هم ریختن ائتلاف چهار ساله این دو گروه امری عادی شده و خط و نشان کشیدن‌شان برای همدیگر تکراری. طی همین هفته‌های اخیر هم قسمتی از اصلاح‌طلبان و هم بخشی از اعتدالیون با صراحت گفته‌اند که در موعد بعدی انتخابات یعنی سال ۹۸ بدون ائتلاف با طرف مقابل وارد میدان خواهند شد. ائتلاف سیاسی میان اصلاح‌طلبان و اعتدالیون توانست چهار سال استمرار پیدا کند و از سال ۹۲ تا ۹۶ پیروزی‌های مهمی را برای دو گروه به ارمغان بیاورد. اما از یک منظر می‌توان گفت که این دو گروه و گرایش سیاسی برای ایجاد آن ائتلاف در سال ۹۲ و ادامه‌اش تا ۹۶ کار چندان سختی را پیش رو نداشتند. در سال ۹۲ اوج گرفتن تندروی و افراطی‌گری در کشور و فشارهای اقتصادی و همین طور دامنه‌دار شدن دعوایی که سال ۸۸ شروع شده بود، دو طیف اصلاح‌طلب و اعتدالیون را لاجرم به سمت همکاری و ائتلاف با یکدیگر کشاند. به عبارت دیگر شروع این ائتلاف نه حاصل هنر سیاست‌ورزی این دو جریان بلکه نتیجه طبیعی شرایط آن دوران بود که از یک سو امکان ورود اصلاح‌طلبان ریشه‌دار به صحنه انتخابات چندان وجود نداشت و از سوی دیگر رقیب واحد از اصولگرایان معتدل و اعتدالیون گرفته تا اصلاح‌طلبان را تهدید می‌کرد. بعد از انتخابات سال ۹۲ فضای سیاسی کشور عموماً به دوقطبی موافقین و مخالفین دولت تقسیم شد.
جایی که مذاکرات هسته‌ای به عنوان محور اختلاف‌نظرها به ایفای نقش پرداخت و عملاً هرگونه پا پس کشیدن از همکاری متقابل می‌توانست به قدرت گرفتن طرف مخالف مذاکرات و حتی سست شدن زمین زیر پای آن منجر شود. بعد از آن هم انتخابات مجلس دهم در همین فضای دوقطبی انجام شد و مشخص هم بود که انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم نیز چنین دوقطبی را تجربه خواهد کرد. در تمام این مراحل ائتلاف شکل گرفته سال ۹۲ با وجود برخی از بالا و پایین‌ها، پابرجا ماند. با توجه به این هر چند نتایج این ائتلاف برای کشور و گروه‌های سیاسی دخیل در آن کم و بیش مثبت بود اما نمی‌توان تشکیل این ائتلاف را حاصل تسلط این سیاسیون بر مناسبات بازی سیاسی دانست. چون بیشتر این شرایط زمان بود که لاجرم آنها را به چنین ائتلافی رساند. گروه‌های حاضر در آن ائتلاف اگر هنری در سیاست‌ورزی و تدبیری در بازی‌سازی دارند باید از این پس آن را عیان کنند. در واقع از اینجای بازی است که مشخص می‌شود هر کدام از این گروه‌ها از حیث درایت سیاسی چند مرد حلاج هستند. سؤال این است آیا گروه‌های سیاسی اصلاح‌طلب و اعتدالی، حالا که قدری سایه تندروها را از محدوده خود دور دیده‌اند زیر میز بازی نتیجه‌دار قبلی خود می‌زنند یا نه؟ این طیف‌ها یک بار در سال ۸۴ در اوج خود نشان دادند که عاری از خیلی از هنرهای سیاست‌ورزی هستند. از آن موعد ۱۲ سال گذشته و مسیری که فعلاً در پیش است به نظر می‌رسد به مقصدی شبیه همان مقصد سال ۸۴ خواهد رسید.

 *
 *
امتیاز دادن به این خبر

1   1

0